تبليغاتX
...

...

...

منتظریم!

 

سلام. روزتان به خیر!

فکر کنم این آخرین پستی است که اینجا می نویسم.

فقط خواستم به صاحبخانه بگویم حالا که مسافر است می تواند فکر کند کلید خانه اش را به خواهر

کوچکترش سپرده تا درغیابش به خانه سربزند... .مراقب خانه باشد ... به گلدان های شمعدانیش آب

بدهد و به ماهی قرمزهای توی تنگ غذا!

گاهی هم چند تایی کامنت برایش تایید کند و پیام دوستانش را برایش برساند.

خواستم بگویم اینجا بعد از این هیچ تغییری نخواهد کرد.

فقط منتظر می مانیم تا صاحبخانه برگردد ووقتی از خم کوچه به سمت خانه اش آمد ، برایش اسپند

 می سوزانیم و چراغانی می کنیم...تا دوباره چراغ خانه اش روشن شود.

خواستم بگویم حدست کاملا درست بود علی آقا!

حالا شما می دانی کلید خانه ات دست کدام خواهر است...من  منتظرم تا برگردی و کلیدت را به

 قاصدی بسپارم و بار امانت را به زمین بگذارم...

عید همگی اهالی این وبلاگ مبارک و بهترین ها را برایتان از خدا طلب می کنم!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 8:19  توسط دهاتی  | 

...

 

سلام به همه ی دوستان خوبم.

فکر کنم فصل مشترک همه ی ما علاقه ی ویژه ای بود که به وبلاگ یادداشتهای یک دهاتی

داشتیم/ داریم.

امروز صبح که کامنت علی رو دیدم احساس کردم خداحافظش بی  معنی نیست... به وبلاگش

سر زدم و با کمال تعجب دیدم که حذفش کردن.

برای من / ما ،علی دوست بسیار خوبیه که توی وبلاگش کلی خاطره ی دوست داشتنی داشتیم.

بارها، بارها، بارها اومدیم اینجا وخندیدیم از ته دل!

بارها و بارها با پست های قابل تاملش گریستیم و به فکر فرو رفتیم.

خیلی وقتا با زبون دلنشینش ما رو به تامل کردن درباره ی خیلی چیزا وادار کرد.

صبح شوکه شدم از رفتنش... از این که چرا رفته خبر ندارم... هیچ جوردیگه ای هم بهش دسترسی

 ندارم که بدونم چرا بی خبر رفت؟

به همین دلیل هم نمی تونم گله کنم بهش... شاید واقعا خسته بود...شاید دلخور بود...نمی دونم... .

اما ترجیح دادم این اسم و این وبلاگ توسط یه دوست ثبت بشه .

نمی خواستم کس دیگه ای این کار رو بکنه .

می ترسیدم آدم بدذاتی این کار رو انجام بده... .

در هر صورت اینجا به همین صورت می مونه. تا هر وقت اراده ی علی بر برگشت قرار بگیره.

و دعا می کنم که این دوست خوب خیلی خیلی زود برگرده...منتظر می مونم.

دوست خوب ما! مراقب خودت باش!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 22:7  توسط دهاتی  | 

...

 

سلام.

اینجا را ثبت کردم تا صاحب اصلیش دوباره برگردد.

حیف است که این خانه ی مجازی فراموش شود!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 15:35  توسط دهاتی  |